خودفریبی خامنه ای در پرتگاه سقوط!-محسن ابراهیمی

مندرج در ژورنال شماره ۲۷۳ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

همه دیکتاتور ها در اوج توهمشان ساقط میشوند. همه دیکتاتورها در مقطع سرنگونی هذیان میگویند. یک نشانه پیشروی هر انقلابی علیه دیکتاتورها همین توهمات و هذیان گوییها است.

قطعا علم روانشناسی برای تحلیل تحولات روانی دیکتاتورها روشهای آموزنده ای دارد. اما حتی مشاهده ساده روحیات دیکتاتورها درمقطع سقوط نشان میدهد که حد اقل موارد زیر شامل حال همه آنهاست:

اول انکار میکنند. میشنوند طنین شعارهای “خطرناکی” فضا را گرفته است اما سرشان را زیر برف می کنند که انگار نه انگار شهر شلوغ است! وقتی می پذیرند اوضاع خوب نیست، تا میتوانند به خودفریبی پناه میبرند: اینها مردم نیستند. دست خارجی در کار است. وقتی به طور جدی بوی سرنگونی به مشامشان میرسد، تازه نوبت واکنشهای هیستریک میرسد. به تهدید پناه میبرند. رجز میخوانند. هم شاخ و شانه می کشند و هم قول اصلاح میدهند که البته خیلی زود معلوم میشود کار از کار گذشته و مردم بپاخاسته به کمتر از سرنگونی نظام رضایت نمی دهند.

اینها فقط گوشه ای از روحیات مشابه همه دیکتاتورهای درحال سقوط است که در سخنان چند ماه گذشته خامنه ای، همچنین در سخنان دیروزش به خوبی قابل ردیابی است. البته بسته به کیسهای مختلف و ویژگیها و شرایط سیاسی و روحیات فردی دیکتاتورها پایان حیات سیاسی و حتی فردی دیکتاتورها به اشکال مختلف رقم میخورد. یکی مثل موسولینی که به خود لقب دوچه (پیشوا) داده بود با فاصله کوتاهی از ادا و اطوارهای مضحکش که گویا قدرت قدرت است بدست مخالفین با کله آویزان میشود. یکی مثل هیتلر در اوج توهم فتح همه دنیا، در پناهگاهش خودکشی میکند. یکی مثل معمر قذافی زمانی بدست مردم می افتد و بدست همان مردم کشته میشود که در خیابان فریاد می زد که مردم او را دوست دارند، معترضین مردم نیستند و از خارج تحریک شده اند. و البته دیکتاتورهایی هم زنده بدست مردم افتاده اند و به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه شده اند.

سرنوشت مشخص خامنه ای میتواند شبیه یکی از کیسهای بالا باشد اما به نفع انقلاب است که زنده دستگیر شود و در یک دادگاه تاریخی محاکمه شود. محاکمه ای که بی تردید درسهای گرانبهایی برای بشریت خواهد داشت. اما سرنوشت خامنه ای هر چه باشد، سخنان دیروزش تصویر خوبی از حال و روز روانیش میدهد که خود انعکاسی از صلابت انقلاب جاری است.

سخنان دیروز خامنه ای خطاب به جمعی که در پروپاگاندای حکومتی “مردم اصفهان” نامیده میشوند نشان میدهد که ما با یک “مقام معظم رهبری” روحیه باخته روبرو هستیم که آمده است به صف روحیه باخته حکومت روحیه بدهد. در سخنانش جا بجا با ترکیبی از دوگانه های تماما متناقض مواجه میشوید: رجزخوانی در کنار چاپلوسی، تهدید در کنار مظلوم نمایی، عبارات دهن پرکن در کنار حرف مفت، قلنبه گوییهای آخوندی درکنار هذیان، و همه اینها نشان از آشفته فکری روحی و حقارت “مقام معظمی” است که معترضین را “حقیر” خطاب میکند. همان معترضینی که بسیار قبل از شروع انقلاب جاری “سلام فرمانده” سفارشی مضحکش را با “سلام درمانده” کوبنده پاسخ داده بودند.

اراجیف خامنه ای در اینترنت قابل دسترس است که تک تک جملاتش نشان از هذیان گویی دیکتاتوری است که اسیر کابوس سقوط است. اما فقط حتی یک جمله نشان میدهد که دیکتاتور حقیر دارد هذیان میگوید. او مردم بپاخاسته را اشرار خطاب میکند که از خارج تحریک میشوند و خطاب به مردم بپاخاسته میگوید: “بسیار حقیرتر از آن هستند که بتوانند به نظام آسیب بزنند”.

این اراجیف خطاب به زنان و جوانان و مردمی است که یکی از بزرگترین و وحشی ترین نیروهای سرکوب در منطقه را زمینگیر کرده اند؛ عکسهای “مقام معظم” را در مدارس زیر پاهایشان لگدمال کرده اند؛ خیابانها و دانشگاها و مدارس و محلات را با فریاد “مرگ بردیکتاتور” به لرزه در آورده اند؛ اعتتصابات گسترده راه انداخته اند؛ حجابها را سوزانده اند و عمامه ها را پرانده اند؛ به عنوان پیش درآمدی برای به موزه سپردن کل ارتجاع اسلامی، خانه جنایتکار اصلی یعنی روح الله خمینی را به آتش کشیده اند و در یک کلام بلایی سر نظام آورده اند که معاون سیاسی دفتر عقدتی سیاسی خود خامنه ای اعتراف کرد “نظام از دست نرفته است اما ضربه خورده است.” سخنان خامنه ای در متن چنین وضعیتی هیچ چیز نیست جز در هم ریختگی روحی رهبر درمانده یک حکومت رو به سقوط.

 

سردبیر این شماره نشریه ژورنال: آذر پویا

*سایت ژورنال را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید. در انتشار یادداشتهای ژورنال بکوشید journalfarsi.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.