انقلاب کجا ایستاده است؟ – اصغر کریمی

مندرج در ژورنال شماره ۳۲۵ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

 

میگویند تظاهرات ها فروکش کرده، دانشگاهها هم به شلوغی قبل نیست، کردستان هم مثل دو ماه قبل پر جوش و خروش نیست، پس تکلیف انقلاب چه شد و چه میشود؟ تمام شد؟ متوقف شد؟ سعی میکنم به این سوال و چگونگی انقلاب بطور فشرده جواب بدهم.

درست است تظاهرات‌ها بشدت دو ماه قبل نیست و دانشگاهها و کردستان هم مثل دو ماه قبل نیست. اما انقلاب ادامه دارد. تظاهرات‌ها الان در حال گسترش نیست اما دارد عمق پیدا میکند، شفاف‌تر میشود و سازمان بیشتری پیدا میکند. دی ۹۶ خیزش قدرتمندی صورت گرفت و در عرض چند روز سرکوب شد. آبان و دی ۹۸ هم همینطور. خیزش و شعارهای سرنگونی برای دو سال خاموش شد. اما اینبار چهار ماه است وضع مملکت عادی نیست و هر روز در جایی تظاهرات میشود و علیه حکومت و خامنه‌ای شعار داده میشود. هر روز در جایی مراسم بزرگداشت با شعارهای علیه حکومت برگزار میشود. در خیابانها و متروها و روی تابلوها مختلف شعارنویسی میشود و یا بنری در یک خیابان نصب میشود و مجسمه‌ها و بنرهای حکومتی به آتش کشیده میشود. در زاهدان هر جمعه تظاهرات‌های هزاران نفره برپا میشود. در محلات تهران و برخی شهرها شعاردهی‌های شبانه پابرجاست. در متروها ملت منتظر فرصتی برای شعار دادن هستند. سپاه که تروریست معرفی شد در شهرهایی مردم رقص و پایکوبی کردند. اینها روحیه حاکم بر جامعه است. کسی احساس شکست و تمام شد نمیکند. یکی از نشانه‌های غیر عادی بودن اوضاع قطع اینترنت است که چهارماه است ادامه دارد و همچنان به قوت خود باقی است. بیحجابی که از چهار ماه قبل ابعاد تازه‌ای پیدا کرد همچنان ادامه دارد. تظاهرات‌های خارج با قدرت در کشورهای مختلف در جریان است. فشار به دول غربی برای بایکوت جمهوری اسلامی و فشار سیاسی به حکومت بسیار بالا است و تحت این فشارها بود که روز ۱۹ ژانویه (۲۹ دیماه) اتحادیه اروپا سپاه پاسداران را یک سازمان تروریستی اعلام کرد و خواستار توقف اعدام‌ها در ایران و تحریم علی خامنه‌ای و ابراهیم رئیسی و خانواده‌های آنان شد. مقامات دول غربی هر روز با لحن تندتری علیه جمهوری اسلامی حرف میزنند و آنرا آدمکش و کودک‌کش معرفی میکنند.

فاکت‌هایی که نشان میدهد انقلاب در جریان است بیشتر از اینها است. اما اینها هنوز بخوبی موقعیت انقلاب را توضیح نمیدهد. مساله اساسی این است که عوامل و دلایلی که باعث انقلاب شد سر جای خود باقی است. ممکن است گفته شود دلایل و عوامل خیزش‌های ۹۶ و ۹۸ هم سر جای خود باقی بود اما آن خیزش‌ها ادامه نیافت. ولی اولا همان خیزش‌ها به فاصله کوتاهی دوباره سر بلند کرد. اینطور نبود که مردم سرکوب شده و مرعوب شدند و برای دوره ای طولانی به خانه رفتند. ثانیا همه بر این باورند که این خیزش با خیزش‌های قبل متفاوت است. نفس اینکه تا الان چهارماه طول کشیده تفاوت عمیق این خیزش با خیزش‌های قبلی را نشان میدهد. لایه‌ها و قشرهایی که در این انقلاب شرکت دارند با موارد قبلی مطلقا قابل مقایسه نیست. کافی است به همبستگی بین‌المللی یا تظاهرات‌های صدها هزار نفره ایرانیان در چهار گوشه جهان در چهار ماه گذشته نگاه کنیم. تظاهرات‌ها کاهش یافته اما هیچ انقلابی در هیچ کجای دنیا خطی و مستقیم و بدون افت و خیز پیش نرفته است که هر روز تظاهرات‌ها و اعتصابات از روز قبل بیشتر میشود تا روزی حکومت سرنگونی شود.

میتوان گفت وارد مرحله رشد کیفی و سازمانی، و نه رشد عرضی انقلاب، شده‌ایم. بیانیه‌های بسیار رادیکال داخل کشور که فعالین جنبش‌های مختلف اجتماعی حول آنها متحد شده‌اند، نهادهای رادیکالی که در شهرها و دانشگاهها شکل گرفته‌اند و قطب‌بندی‌های سیاسی میان نیروهای چپ و راست اپوزیسیون اینها مولفه‌های رادیکال‌تر شدن و متعین‌تر شدن انقلاب است.

نکته مهم دیگر این است که شیب بحران اقتصادی بسیار تندتر شده و حکومت مطلقا راه حلی ندارد. گرانی و تورم، کاهش ارزش ریال، خالی بودن خزانه حکومت، بحران رابطه با غرب، بی‌سرانجامی برجام و فرار سرمایه‌ها و ناتوانی حکومت در پاسخگویی به مسائل حاد معیشتی اکثریت مردم، اینها حتی اگر انقلاب و اعتراضی در کار نباشد جامعه را در آستانه طغیانی عظیم قرار داده است.

انقلاب افت و خیز دارد، همه انقلابات همینطورند. اما انقلاب جاری بسیار عمیق و بسیار اجتماعی است یعنی لایه‌های مختلف جامعه را در برمیگیرد. مردم ول‌کن حکومت نیستند. مطلقا احساس شکست نمیکنند، دستاوردهایشان را لمس کرده‌اند،‌ همبستگی سراسر‌ی‌شان و گوشه‌ای از قدرت خودشان را و ضعف‌ها، تشتت‌ها و شکست‌‌های حکومت را دیده‌اند، رژیم را در داخل و در انظار مردم جهان بسیار تضعیف کردند و دیر یا زود بصورت انفجاری و اینبارسازمانیافته‌تر، رادیکال‌تر و قدرتمندتر به میدان میایند. تک تک مقامات و سرکوبگران میدانند که با سرکوب و دستگیری دیگر نمیتوانند جلو مردم را بگیرند.

انقلاب ۵۷، هزاران اعتصاب و تجمع اعتراضی در سالهای گذشته، خیزشهای ۸۸ تا کنون، صدها بیانیه رادیکال و آزادیخواهانه‌ای که توسط نهادها و فعالین مختلف منتشر شده، یک جنبش کارگری بالنده و قدرتمند، نسل جوانی که فرهنگ و تقدسات حاکم را زیرپا گذاشته و گوشه‌هایی از قدرت عظیمش را نشان داده، وجود یک جنبش بسیار عظیم ضد مذهب، جنبش رادیکال و بنیان‌برکن رهایی زن، وجود یک جنبش وسیع کمونیستی عمیق و اجتماعی و روشن و فعالیت‌های چشمگیر دهها ساله حزب کمونیست کارگری‌، تحرک هزاران فعال اجتماعی و سیاسی که همه جا مشغول آگاهگری و متحد کردن و افق دادن به مردم هستند، استفاده از مدیای اجتماعی بعنوان ابزار مهم آگاهگری و سازماندهی، یک جامعه ۸۵ میلیونی را بسیار پخته کرده است. ایران جامعه‌ای بسیار سیاسی و آگاه با توقعات بالای انسانی است. و در مقابل، یک حکومت بسیار عقبمانده و ارتجاعی، بی‌آبرو و منزوی و غرق در بحرانهای لاعلاج داریم. نه مردم میتوانند و حاضرند این وضع را بپذیرند و نه این حکومت میتواند بر این مردم حکومت کند.

با توجه به این فاکتورها شیب زمین عمیقا به نفع مردم و به زیان حکومت است. حکومت از پس این مردم برنمیاید و کمر راست نخواهد کرد.

 

سردبیر این شماره نشریه ژورنال: کیوان جاوید

*سایت ژورنال را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید. در انتشار یادداشتهای ژورنال بکوشید journalfarsi.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.