آتش شاکرمی و انقلاب نیکاها

مندرج در ژورنال شماره ۳۲۶ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

انقلابیون مدافع زن زندگی آزادی به داستان مضحک من وکالت میدهم واکنش سختی نشان داده اند. نامه آتش شاکرمی، خاله نیکا، از این حکایت دارد. با هم می خوانیم. سردبیر

 

آیا وکیلم؟

۱. بله ۲. خیر

آتش شاکرمی

 

“وقتی برای ثبت ازدواج به دفتر اسناد رسمی می روید وکیلی که تخصص اش در ثبت ازدواج و طلاق است و مجوز این کار را دارد یک دفترچه می گذارد جلوی تان تا انرا بند به بند مطالعه کنید و زیر هر کدام از ان بندها را با علم به اینکه چه اختیاراتی میگیرید و می دهید را امضا کنید. و به این ترتیب یک قرارداد ( سند ) امضا می کنید و مطابق با آن در فرداهای تقبل این اشتراک آن سند میان دو طرف حاکم است و حقوق و حدود دو طرف را مشخص می کند.

اما پیش از آنکه شما آن سند را امضا کنید نمونه ای از آنرا رویت کرده اید و می دانید قرار است چه چیزی را امضا کنید ( دارم درمورد انسان های بالغ و مستقل و آگاه حرف میزنم که با چشم باز ازدواج می کنند و نه انواع دیگر ِ ازدواج. )

و درنهایت در دفتر ازدواج پیش از آنکه آن سند را امضا کنید وکیل از شما می پرسد با شرایط ِ توافق شده آیا وکیلم این ازدواج را رسما ثبت کنم؟

و شما حتا در آن آخرین لحظات دو گزینه پیش رو دارید. بله. خیر.

آقای رضا پهلوی گفته اید هدف تان اتحاد مردم، حفظ تمامیت ارضی، و نمایندگی مردم ایران در مذاکرات بین المللی ست.

حفظ تمامیت ارضی را کلن بگذارید کنار. ما مردمی که اینجا دم تیغ هستیم برای جدایی طلبی دم تیغ نرفته ایم.

عوام فریبی تاریخ مصرف دارد.

اگر هدف تان اتحاد بود باید پلتفرمی را طراحی می کردید و از مردم می پرسیدید آیا وکیلم نماینده ی شما باشم؟

ما هم مثل بچه ی آدم بی اینکه همدیگر را بدریم روی یکی از گزینه ها کلیک می کردیم و نتیجه ی نظرسنجی اعلام می شد و تمام.

اما شما چه کردید؟

در یک مصاحبه ی تلوزیونی اعلام کردید مردم بیایند به من بگویند نمایندگی مرا قبول دارند تا من هم آستین بالا بزنم.

این هم یک عوام فریبی ِ دیگر.

شما بی بیعت گرفتن کار خودت را بکن و نتایج کارهایت را منتشر کن. ما مردم هم میبینیم و درنهایت به نتایجی که باید میرسیم.

 

اینکه شما دیروز اعلام کرده اید دست همکاری به سمت دیگر افراد دراز می کنید تا به شما بپیوندند تکرار همان حرف اول تان است.

به این معنی که خب؛ من وکالت گرفتم و حالا از طرف عده ای از مردم وکیلم و مشروعیت و قدرت دارم، حالا شما هم به من بپیوندید البته تحت ریاست من.

و در آخر به شما پیشنهاد میدهم برای هوادارانتان روشن و شفاف اعلام کنید که به مخالفان ِ این روند ِ تک قدرتی حمله نکنند اگر میخواهید بیشتر از این وجه تان ازبین نرود.

من به عنوان یک شهروند حق دارم به هیچ شخصی اعتماد نکنم. و راه رسیدن به دموکراسی را عبور عجولانه از این ظلمات با دست به دامن ِ یک دیکتاتوری دیگر شدن ندانم.

چک سفید امضا نمی دهم.”

پ.ن

خب؛

به لطف دمکراسی ای که قرار است بزودی طعم آن را مزه مزه کنیم صندوق پیام های من پر شده از فحش های رکیک و تصاویر آلتِ دمکراسی خواهانِ سلطنت طلب و مشروطه خواه و سایبری.

۱- مجبور شدم تنظیمات را تغییر بدهم.

از این به بعد فقط کسانی میتوانند به من پیام بدهند که مرا فالو دارند.

۲- بزودی کامنت ها بسته می شوند و کامنت هایی که گذاشته شده هم جزو اسناد تاریخی ای هستند که ثبت خواهند شد و دیگر حتا قادر به پاک کردن و پس گرفتن آنها نخواهید بود.

۳- قبلتر هم اعلام کرده بودم آنفالو کنید اگر با من مشکل دارید.

مازوخیست که نیستید خدای ناکرده.

۴- نمیدانستم هم می شود مهم نباشی هم چند ده هزار کامنت برای یک اظهار نظر معمولی که از حقوق اولیه ی شهروندی ست دریافت کنی.

۵- اگر مهم نبودم ارباب های تان سعی نمی کردند مرا بخرند.

۶- برای تان شرایطی مشابه خودم آرزومندم. کمرتان بشکند و فالور جذب تان شود بی اینکه خواسته باشید.

 

سردبیر این شماره نشریه ژورنال: سیاوش آذری

*سایت ژورنال را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید. در انتشار یادداشتهای ژورنال بکوشید journalfarsi.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.