زنانِ در خطر، یک نمونه در دو کشور – پتی دبونیتاس

مندرج در ژورنال شماره ۷۹ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده کردن روی تلفن همراه)

۶ آوریل (۱۷ فروردین) در شهر یورک در شمال انگلیس، زنی که  همراه یک مرد سوار اتوبوس بود و از طرف آن مرد احساس خطر میکرد، با پلیس تماس گرفت و وانمود کرد “می خواهد پیتزا سفارش بدهد». مسئول تماس، خیلی سریع متوجه شد که آن زن در خطر است و پلیس موفق شد اتوبوس را ردیابی و مرد را دستگیر کند.

این اتفاق که در دو جمله بیان شده است، دو مضمون کلیدی را منعکس میکند. زن احساس حق می کرد و می دانست که با تماس با پلیس کمک دریافت خواهد کرد. پلیس هم می دانست که چگونه به وضعیت یک زن در معرض خطر واکنش نشان دهد.

حالا تصور کنید این زن در ایران باشد. آیا او حتی اگر احساس خطر کند به “سفارش پیتزا” فکر می کند؟ چرا اصولا پلیس باید به این فکر بیفتد که یک زن در اتوبوس توسط یک مرد تهدید می شود؟

در قوانین اسلامی، احساس تهدید توسط یکی از بستگان مرد، مطمئناً به این معنی است که زن حتما کار اشتباهی انجام داده و محرک چنین رفتاری شده است. همچنین بودن با مردی که از بستگان نزدیک نیست، یک جرم است و در این صورت نیز چرا اصولا پلیس به خود زحمت دخالت دهد؟!

در حکومت اسلامی، یک زن هرگز بی تقصیر نیست و همین رشته های زن ستیزی است که تابلوی زندگی زنان در ایران را رنگ می کند. چیزی که باعث میشود یک زن از یک چنین تماسی با پلیس خودداری کند.

 

 

سردبیر این شماره نشریه ژورنال: کیوان جاوید

* نقل قول از ژورنال با ذکر منبع آزاد است: نشریه روزانه ژورنال journalfarsi.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *